هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
223
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
همداستانند . مسلم در صحيح خود آن را قطعى تلقى كرده و حاكم در مستدرك مىگويد : اخبار متواتر و با راويان بسيار بر اينكه كشندهء مرحب امير مؤمنان على بن أبي طالب ( ع ) است وجود دارد . همچنانكه در استيعاب آمده است كه اين خبر درستى است كه بيشتر اهل سيره بر آنند و ابن كثير در بدايهء خود آن را روايت كرده است . ( 1 ) يعقوبى در تاريخ خود مىگويد : دژ قموص از نفوذناپذيرترين و استوارترين دژهاى خيبر ، و همان دژى است كه مرحب در آن بود . پيامبر ( ص ) فرمود : « فردا پرچم را به مردى حملهكننده و بىگريز مىدهم كه خدا و پيامبرش را دوست مىدارد و خدا و رسولش نيز او را دوست مىدارند . بازنمىگردد تا آنگاه كه خداوند قلعه را برايش بگشايد . » و پرچم را به على ( ع ) سپرد و او مرحب را كشت و در قلعه را كه سنگى به درازاى چهار ذراع و پهناى دو ذراع و ضخامت يك ذراع بود از جاى كند و به پشتسر خود افكند و به همراه مسلمانان وارد قلعه شد . همچنين ابو الفداء در تاريخش تصريح مىكند كه على همان كسى است كه مرحب را كشت ، و داستان سپر قرار دادن در قلعه توسط آن حضرت را حكايت نموده است . ( 2 ) استاد عبد الرحمن شرقاوى در كتاب خود « محمد پيامبر آزادى » جنگ خيبر را توصيف نموده و جانبازيهاى على در آن و پيروزيهاى قاطعى را كه وى در چند ساعت و پس از تلاشهاى مداومى كه در طى چندين روز همهء مسلمانان به كار برده و هيچ نتيجهاى بدست نياورده بودند ، كسب نمود ، ذكر كرده است . وى مىگويد : محمد تصميم گرفت همهء نيروهاى ضربتى خويش را براى فتح اين قلعه به كار گيرد . زيرا گرد آمدن يهوديان در آن ايشان را بر كشتار مسلمانان توانا ساخته بود . محمد سپاه خود را گردآورد و ايشان را فرمان داد كه به دژها وارد شوند و پرچم سپاه را به ابو بكر تسليم نمود ، ولى ابو بكر هيچكارى از پيش نبرد و به قلعه نيز وارد نگشت . روز بعد فرماندهى را به عمر بن خطاب سپرد . عمر تمام آن روز را جنگيد ولى نتوانست به قلعه راه يابد و يهود همچنان در